
شب آرامی بود


نیکوس کازانتزاکیس نقل می کند که در دوران کودکی ، یک
پیله کرم ابریشم را بر روي درختی می یابد ، درست هنگامی که پروانه خود را برای
خروج از پیله آماده می سازد . اندکی منتظر می ماند ، اما سرانجام چون خروج پروانه
طول می کشد تصمیم می گیرد این فرآیند را شتاب بخشد . با حرارت دهان خود آغاز به
گرم نمودن پیله می کند ، تا این که پروانه خروج خود را آغاز می کند . اما بال هایش
هنوز بسته اند و اندکی بعد می میرد .
او می گوید : بلوغی صبورانه با یاری خورشید لازم بود
، اما من انتظار کشیدن نمی دانستم . آن جنازه ی کوچک تا به امروز ، یکی از سنگین
ترین بارها ، بر روی وجدان من بوده است . اما همان جنازه باعث شد درک کنم که یک
گناه حقیقی وجود دارد : فشار آوردن بر قوانین بزرگ کیهان . بردباری لازم است و نیز
انتظار زمان موعود را کشیدن ، و با اعتماد راهی را دنبال کردن که خدا برای زندگانی
ما برگزیده است
به همه دوستان عزیزم سلام دارم و یه خسته نباشید محکم بابت کارهای آخر سال که تمومی هم نداره.
از همه عزیزان عذر خواهی می کنم که نتونستم سر فرصت و با حوصله بهشون سر بزنم و یا کامنتی
بگذارم.آخر ساله و هزاران هزار مشغله.
برای همه دوستای گلم سال پر بار و پر برکتی رو آرزو می کنم و دلم می خواد که دلشون با رویش
شکوفه های بهاری سبز و با طراوت بشه .
امسال سال پر از خوبی ها و موفقیت ها ست و من مطمئن هستم متفاوترین و بهترین سال رو شروع می
کنیم.
الهی که هر کسی هر چیزی می خواد در این سال خوب و زیبا بهش برسه و همه دلشون شاد وتنشون سالم
باشه.
عید نوروز به همه عزیزان مبارک و پر برکت باشه. روزگارتون پر از شادی و آرامش و فراوانی و نیکی و رضایت
بادا.آمین


"عشق شور و هیجان نیست
عشق عاطفه نیست
عشق ادراکی عمیق نسبت به این نکته است که یک نفر به نحوی کامل کننده توست
کسی هست که از تو دایره کاملی می سازد
حضور این شخص حضور تو را اعتلا می بخشد
عشق به تو ازادگی می بخشد تا خودت باشی
عشق احساس مالکیت نیست "
عارف معروف هندی اوشو
همسر عزیزم در این روز و در این دفترچه کوچک کمی خصوصی دوستانه ام با تمام وجود می گویم دوستت دارم و همیشه حرمت اولین روز عشقمان را پاس خواهم داشت و بدان که در کنار تو و حضور گرم توست که زندگی و زیبائی ها برایم معنا و مفهوم می یابد و در کنار حضور محکم و دستان مردانه و مهربان توست که خودم هستم برای همیشه .این خود عاشقم. و بدان که تمام این روزها اعدادی بیش نیستند برای یاد اوری .مهم این قلب های ماست که برای هم می تپد موازی تمام روزهای که امدند و رفتند و تمامی روزهائی که خواهند امد.مهم ما هستیم و طعم تکه هائی از شیرینی های واقعا گوارای با هم بودنمان ,محکم چون کوه و جاری و زلال چون رود.مهم این ما هستیم و یک عاشقانه ارام از هم اکنون حال تا برای همیشه با هم و برای هم و در کنار هم.مهم این ما هستیم و عشق همیشه نو پا و تازه و زنده ,همیشه نو و زنده گوئی هر روز و هر لحظه در کنار تو دوباره از نو عاشق می شوم.یک عاشقانه آرام و همیشگییییییییییییییییییییییییییییی
مهربان همسرم از تو سپاسگزارم برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی.
برای همه وقت هایی که به حرف هایم گوش دادی.
برای همه وقت هایی که به من جرات و شهامت دادی.
برای همه وقت هایی که مرا در آغوش گرفتی.
برای همه وقت هایی که با من شریک شدی. برای همه وقت هایی که با من به گردش آمدی.
برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی.
برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی. برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی.
برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من بودی.
برای همه وقت هایی که گفتی "دوستت دارم"
برای همه وقت هایی که در فکر من بودی.
برای همه وقت هایی که برایم شادی آوردی.
برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی.
برای همه وقت هایی که دلتنگم بودی.
برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی.
برای همه وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی.
به خاطر همه ی این ها هیچ وقت فراموش نکن که : لبخند من به تو یعنی " عاشقانه دوستت می دارم "

از دوستان عزیزم می خوام که به سایت کاپیتان هوشنگ شهبازی برند و سهم کوچکی داشته باشند .هر چند که دستمان از همه چیز کوتاه است اما هنوز کارهای کوچکی می توانیم انجام بدهیم برای بزرگ شدن.
http://capt-shahbazi.com//
وقتی تو چتری بر روی سرم هستی ..........................
آرام می نشینم تا باران تقدیر بر سرم ببارد.............
من ماهی ام نهنگم عمانم آرزوست.
زمانی این وازه ها طنین باریدن باران بودند بر حوض کوچک من.
کاش اما روزی بیاید که دفترم را به دریا بشویم ,زیرا خاموشی زبان ماهیان است.
این که مدام به سینه ات می کوبد قلب نیست,ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود.
ماهی کوچکی که طعم تنگ آزارش می دهد
و بوی دریا هوائی اش کرده است.
قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس .
اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد؟!
آدم ها,ماهی ها را در تنگ دوست دارند و قلب ها را در سینه.
اما ماهی وقتی در دریا شناور شد ماهی است و قلب وقتی در خدا غوطه خورد قلب است.
هیچ کس نمی تواند نهنگی را در تنگی نگه دارد,تو چطور می خواهی قلبت را در سینه نگه داری؟
و چه دردناک است وقتی نهنگی مچاله می شود و وقتی دریا مختصر می شود و وقتی قلب خلاصه می شود
و آدم قانع.
این ماهی کوچک ,اما بزرگ خواهد شد و این تنگ,تنگ خواهد شد و این آب ته خواهد کشید "
"برگرفته شده از کتاب درون سینه ات نهنگی می تپد.خانم عرفان نظر اهاری"
قلب من ماهی کوچکی بود که نهنگ شده است در اشتیاق اقیانوس....
بی قرار و سر کش
ای کاش خدا باور کند.
در این لحظه و واحه آرامم. و آرامش یک عمر در درون سلولهایم جاریست و من به
آرامش کویر در زیر نور ماه و ستارگانم
به آرامش قطرات باران بر پوست لطیف گلبرگ ها
و به آرامش یک خواب سبک تابستانی در زیر شاخه های رقصان بید در سایه و روشن ظهر
و من آرامم , به آرامش آغوش نرم خداوند و تقدیر و دستهای پر نور و نامرئی که مرا در
بر گفته است.
در بیست و چهارمین ماه از انتظار .....
از همه دوستان عزیزم عذر خواهی می کنم یه چند روزی نتونستم بهتون سر بزنم .
امروز روز سوم زانویه هست و سه روز از شروع سال نو میلادی می گذره .هر چند همه ماها آریائی هستیم و عیددوست داشتنی ما که نوید رویش و بالش هست و هممون باهاش خاطرات زیبائی رو از کودکی تا به حال داشتیم چند صباح دیگه می رسه اما همه ما بچه های مهاجر هر گوشه دنیا یه جورائی سرنوشتمون با این اعداد و ارقام انگلیسی .با این روزها و ماهها و سال های تقویم میلادی گره خورده و عجین شده .به قول دوست عزیزم محبوبه جون ما هم کم کم دوتا سال نو داریم پیدا می کنیم .
می خوام بگم که چه عیب داره.بذار ما هم بهانه های بیشتری داشته باشیم برای شاد بودن.برای تغییر و تحول .برای عوض شدن و نو شدن و همین طور برای ابراز دوستی ها و مهربونی ها و برای محکمتر کردن تعلقات و روابط خالصانه و دوستانه و برای کنار هم بودن .
می خوام از تک تک دوستان وبلاگی عزیزم اسم ببرم و هر چند با تاخیر این سال نو رو بهشون تبریک بگم.بهشون بگم که از ته دلم بهترین لحظه ها و ساعات رو واسشون آروز دارم .و تجربه بودن و سر کردن دقایق هر چند سخت اما شیرین ,به شیرینی خواستن و تلاش کردن و تحمل کردن و رسیدن رو در این شروع سال نو واسشون می خوام و تمنا دارم.
دوستان عزیز و گرامی من رینای عزیزم ,جناب اقا حمید امریکائی , محبوبه گلم, مانای مهربانم, کیت خوبم, فیروزه جان, باران دوست داشتنی , فریبای عزیز, ستاره همیشه فعال و مثبت, لیلا ولیای عزیز, مصی عزیزم, گلنار مهربانم و همین طور جلیله عزیزم که مدتهاست هیچ خبری ازت ندارم و لیای عزیز (سلین و مونترال)که هر روز بهت سر می زنم شاید ادرست درست شده باشه, رعنای عزیزم که چقدر خوشحال شدم که بلاخره پرونده ات به جریان افتاده و خیلی شوکه شدم از ذوق, جناب سند باد صبور و مقاوم , اقا محسن کانادائی و تمامی دوستانی که بهتون سر می زنم و در این لحظه ازتون اسم نبردم و شاید فراموش کردم اسمتونو ببرم .برای تمامی شما عزیزان اول از همه صحت وسلامتی , یک دنیا عشق و آرامش و رضایت خاطر رو آرزو دارم در هر کجای این گوی زمین که هستید .از خداوند می خوام که دل همه اتون رو شاد کنه و بهترین هدیه هائی که روی بر گه های سفید و پاک دلتون نوشتید و به دست فرشته ها سپردید تا به دستهای مهربان و قادر خداوند برسونند رو معجزه آسا به دستتون برسونه.
می خوام که همیشه شاد و سر بلند باشید , همیشه محکم و مقاوم باشید و در سختی ها خدا رو فراموش نکنید .می خوام که سرتون پر باشه از افکار موفقیت و پیشرفت و دلتون پر باشه از رویا و آرزوهای زیبا و قدمهاتون محکم باشه و استوار و پشتتون هرگز نلرزه برای رسیدن به خواسته هاتون .می خوام که بدونید آرامش و زیبائی و موفقیت و خوب بودن و خوبی کردن حق ماست و ماها هم می تونیم فرشته باشیم و زیبا زندگی کنیم روی همین کره گرد و کوچک خاکی با مشگلات فراوان و شیطانک های بد جنسی که همواره برای آزار ما نقشه می کشند و بدونید که این ما هستیم که انتخاب می کنیم که چگونه بزیئیم و بدونید که افسار زندگی همیشه در دستان کوچک اما قوی و با اراده ماهاست .می خوام که بدونید همونطور که در سختی ها, دوران انتظار و ناملایمات مهاجرت با هم بودیم , به همدیگه امید دادیم و در مواقع یاس و ناامیدی و کم اوردن ها همدیگه رو حمایت کردیم و تلاش کردیم حتی با یک جمله به همدیگه ارامش و امید بدیم به یاری خدا باز هم می تونیم در این راه دوست همدیگر و مشوق همدیگه باشیم .بدون هیچ چشم داشتی, بدون کوچکترین حسادتی و بدون کمترین نکته سنجی و ریزبینی و سطحی نگری.و اینو بدونیم که هرکسی تقدیر و سر نوشت خودش رو داره و هیچ کسی نمی تونه جای دیگری رو در لایتناهی حیات و بی انتهائی کائنات اشغال کنه.
وطن و یا غربت مفاهیمی هستند که ماها می سازیم و تعریف می کنیم همانند مرزها و دیوارها . اینها ایدئولوزی های دست ساز ما انسانها هستند.سفیدو سیاه, خودی وبیگانه , آشنا و غریبه ,دور و نزدیک ,مهم قلب های ما و نگراش ماست چه در این بازار مکاره زندگی در وطن و چه در فراسوی مرزهای شیشه ای که بارها گفته ام , ما هم می توانیم انسان باشیم .می توانیم خوب باشیم , می توانیم مهربان باشیم , می توانیم فرشته باشیم و می توانیم از باهم بودنمان لذت ببریم و در کنار هم انسان وار و انسانگونه به آرامش برسیم .مهم در این است که خودمان بخواهیم و برایش تلاش کنیم و در جهت خودسازی و تزکیه نفس و روحمان دمی دریغ نورزیم. وسعت دیدگاه ما تا سر دیوار همسایه نیست تا انتهای افق هست تا آخر خورشید گرم و تا بی نهایت آسمان آبی .تا فراسوی ابرها جائی در نزدیکی خداست .بیائید با هم پیمان ببندیم که در هر کجا که هستیم اثبات کنیم ما هم می توانیم خوب باشیم .
هیچ کدام از دم دیگر خود خبر نداریم .همه امیدوار هستیم به آینده .و به سال جدید و به تغییرات اما نمی دانیم که زندگی چه بازی برای ما در نظر گرفته؟ با سال جدید هیچ چیز عوض نمی شود نه گرما و حرارت خورشید و نه نور فریبنده ماه و نه چرخش زمین به دور سیاره ها و نه تمامی مشگلات و دغدغه های زندگی بشری . امادر درون ما شاید و یا بهتر بگویم حتما تغییرات بزرگی می شود رخ داد.زندگی امروزی هر کدام ما را به نوعی درگیر نموده احتیاجی نیست که همیشه و همه جا خود را وقف دوستان نمائیم اما برای دقایقی کوتاه هم که شده برای همدیگر بهترین ها باشیم.احتیاجی نیست که از همدیگر فرار کنیم بیائید تا در کنار همدیگر زندگی کنیم چه در اینجا و چه در غریت .هر کداممان سهم کوچکی داریم از زندگی .هر کداممان سهم بزرگی داریم از انسانیت بیائید آنرا در همه مواقع و احوال و در هر کجا که هستیم به نحو احسنت و کامل به جا آوریم.
پس پیش به سوی بهترین ها.......