آقا من وکیل وصی سفارت محترم کانادا جون
خلاصه که بحث داغ و خبری روز مهاجرین, این دو خبر نگران کننده هست.همه آشفته ,مضطرب و نگران از این هستند که می خواد چی بشه و همه جا پر شده از برداشتها و دیدگاههای خیلی از دوستان که یه سری حدس و گمانه زنی هم شاملش می شه.نا گفته نمونه بنده حقیر هم که در قرعه کشی در کمال ناباوری قبول نشدم و در حال حاضر هم توی شانزده ماه انتظار مدیکال طلائی به سر می برم.
جریان داغ مهاجرت مخصوصا برای ما ا.ی.ر.ا.ن.ی ها همیشه پر فراز و نشیب و داغ و پر خبر بوده و البته خصیصه و صفت ما ا.ی.ر.ا.ن.ی ها هم که شایعه پراکنی هست بهش دامن زده و هزار رنگش کرده.
کمی هم حق داریم با این اوضاع و شرایط و احوالی که داریم می گذرونیم باید هم کمی تا حدودی این طور باشه اما کمی تا حدودی.و اگر بیشتر بشه فقط و فقط باعث آشفتگی خودمون و دوستانمون می شه و یه کلاغ چهل کلاغ .که ضرب المثل فقط خاص خودمون هست ما .ا.ی.ر.ا.ن.ی .ها ی گرام.
در اینکه سفارت کبک بسته شده حرفی نیست و احتمالات زیادی هم ممکنه رخ بده.اما من مطمئن هستم با وجود شلوغی زیاد و حجم سنگین کاری که بر عهده سفارت هست و با وجود اینکه به هر حال یه درصدی هم باید وجود خطاهائی رو طبیعی بدونیم و راندم اررور هست .من معتقدم که این دوستان خوش تیپ و خوش پوش و واقعا با کلاس ومهربون ما همیشه دوست داشتند تا انجائی که می شه به ماها کمک کنند.و نهایت تلاششون رو می کنند.البته با نهایت دقت.هیچ پدر کشتگی هم با ماها ندارند.
آخه عزیزان دل من ,اونها که مثل ما ا.ی.ر.ا.ن.ی ها نیستند که تا یه کاری خواهان پیدا می کنه و شلوغ می شه اول هرج و مرج و بی قانونی و پارتی بازی باشه.همه کارها باید با نهایت دقت صورت بگیره.
بیائیم به جای این همه پراکندن نگرانی و گسترش تشویش مخصوصا با حدس هائی که می زنیم وممکنه خیلی هاشون هم اشتباه از آب در بیاد.اروم باشیم و به هم دیگه امید بدیم.به نظر من همچین بدی هم نیست می گید چرا ؟حالا بهتون می گم:
اولا که تاخیر مصاحبه های دوستان, من کاملا درک می کنم که چه استرسی رو تحمل کردند و می کنند اما بیائید قبول کنیم که طبق تجربه دوستانی که مصاحبه دادن اخیرا روی زبان و تسلط به اون خیلی گیر داده می شه حالا از این فرصت تاخیر استفاده کنید و محکم بچسبید به بهتر کردن زبانتون و جمع کردن مدارکی که امتیازتون رو بالا ببره .به هر حال این انفاق ابدی نیست و من هم بعید می بینم که اوضاع سفارت خیلی بریزه به هم و در عرض کمتر از چند ماه همه چیز رله می شه .فرض کنید از همون اول زمانتون رو این طور اعلام کردند پس تورو خدا حسابی بخونید به جای غرغر کردنو ناراحتی.تا حالا در طول این صد سالی که ک.ا.ن.ا.د.ا مهاجر می گیره ممکنه تغییراتی بوجود امده باشه اما روند کاریشون همیشه منظم و مرتب و درست بوده .و به نظر من این دقتشون هم طبیعیه به هر حال این حساسیتهاشون در گزینش افراد بوده که باعث شده کشورشون از خیلی جهات اول دنیا باشه .خود شماکه ک.ا.ن.ا.دا. رو به عنوان کشور دومتون قبول کردید دوست دارید بعد این همه آزار واذیت برید یه جائی بدتر از اینجا؟
بعدشم فکرش رو بکنید این همه هزینه می دید و سختی می کشید بعد مجبورید برید یه کشوری که از اینجا هم عقب افتاده تره و کثیفه و قدیمیه و تازه هیچ احترامی هم برای ا.ی.ر.ا.ن.ی .ها قائل نیستند .بعدشم همه هم که از اینجا به قصد سفر زیارتی می رند و با چه عملیاتی بین اونها توی پرواز و هتل باید تاب بیارید بعدش هم که چه هتلهائی ......خوب بهتر نیست مثلا این سفرتون هم فال باشه و هم تماشا ؟هم سیاحتی باشه هم سفارتی ؟
مثلا برید یه کشور قشنگ و شیک و تمییز و با کلاس حالا اروپا هم که راهمون نمی دند به این راحتی .حداقل الان تابستونیه رو فرض کنید برید ترکیه یه سر هم برید آنتالیا( چه می دونم ....آنتاپالیا...) یا مثلا دبی هر چند گرمه اما لااقل زیبائی های خودش رو داره .یا چه می دونم یه جائی بهتر از سوریه!
تازه سفارت سوریه همیشه به این معروف بوده که پرونده ها رو دیر بررسی می کنه و نسبت به جاهای دیگه زمان طولانی تری داره .خوب اینم که بهتر می شه.شاید بهانه ای بشه که پرونده های ما بره جائی دیگه وزودتر بررسی بشه!
در مورد قسمت فدرال هم محکم و سریع دارند کارهاشون رو می کنند.اگه هم به ورشو منتقل بشه که باز بهتر.سرعت کارها بیشتر می شه.چون ویزا افیس خلوتی داره و تند وتند کارهای پرونده ها رو انجام می دند.مثلا کسی که توی هفده ماه انتظاره غیر ممکنه پرونده اش بر فرض مثال هم که بره ورشو دوباره یه ده ماه دیگه بره تو انتظار .اونهائی هم که توی کشاکش زمانشون هستند چه سوریه چه ورشو.این نظر منه باید صبر کرد تا نوبت ما بشه مثل نانوائی .عوضش اوستا شاطر یه نون برشته بهمون می ده ها.........
در بدترین حالتش اینه که ویزا افیس فدرال هم در سوریه ببنده.خوب بیائید ببینیم چی پیش می یاد ؟پرونده ها رو بر می دارند می برند یه جائی دیگه؟یعنی چقدر طول می کشه؟برای کشوری که همه چیزش کامپیوتری و قانون منده فکر نکنم بیشتر از یه دو ماهی طول بکشه.یه وقتی هم کمتر.آخه پرونده ها رو که نمی ریزند توی گونی و پشتشون بندازند و ببرند( یاد یه خاطره افتادم , پدر عزیز و نازنینم به سلامتی پارسال باز نشست شدند رفته بودند دنبال کارهای بازنشستگی .گفته بودند خودتون باید برید دنبال سابقه بیمه .اونم کجا شرکت ملی نفت پر طمطراق.بعد از ماهها دوندگی و در به دری یه ده سالی سابقه گم بود؟؟؟مالیات کسر شده بود .حق بیمه از بابا کسر شده بود می گفتند این مدت نبودی؟؟؟ببینید چه وضعیه ها.اخه مگه می شه؟؟؟گفتندبرید قسمت بایگانی ما نتونستیم پیدا کنیم .یه روز سه چهار نفری به عنوان نیروی کمکی رفتیم بایگانی بیمه نفت ا.ی.ر.ا.ن .یه انبار بزرگ و آشفته و پر از پروندهای کهنه و قدیمی که هر گوشه ای پرتاب شده بود و ریخته بود به هم.رو سر هم سوار .بعد سه چهار روز غوطه زدن در میان پروندهای پاره و پوره و کهنه آشفته,سابقه چهار سال رو پیدا کردیم و بقیه رو هم آقایون فرمودند موش خورده!!!!!!!!باورتون می شه.به خدا همینو به بابا گفتند .سابقه بیمه یه کارمندبا چهل سال سابقه رو در شرکت نفت موش خورده بود.خودتون برید تا آخر داستانو........)خوب چی می گفتم :همین الان هم که میگند سوریه ریخته به هم خود سایت زده فقط و فقط به دلیل امنیت جانی ماها, که می خواند به عنوان شهروندشون بپزیرندمون سفر نکنیم وگرنه حتی زده که از لحاظ امنیت پاسپورتها و پرونده ها و هر گونه مرسوله ای امنیت وجود داره.ببینید همه چیز رو مو شکافانه بررسی می کنند.
بیائید باور کنیم که سفارتی های محترم و افیسر های خوش تیپ ما واقعا به کارشون واقف هستند و عوض اینکه مثل یه ا.ی.ر.ا.ن.ی تمام عیار عجول باشیم و خودمون بخواهیم همه کارا رو درست کنیم(که البته اقرار می کنم به خاطرجوی که داریم اینطور شدیم) به این هموطنان آینده امون اعتماد کنیم و کارها رو به دستشون بسپاریم و باور داشته باشیم طبق قول و زمانی که در سایت اعلام کردند زمان ما هم فرا می رسه صد البته که خودشون هم زدند 80درصد موارد و اون بیست در صد هم واقعا بستگی به شرایط پرونده ها داره که مثلا یکی بعد بیست ماه براش مدیکال می یاد یکی بعد دو ماه.باور کنیم که این تفاوت ها توی پروندها هست من خودم وقتی مصاحبه دادم واقعا بهم اثبات شد که هر فردی و هرپرونده ای شرایط خاص خودشو داره و هیچ دو تا پرونده ای عین هم نیست.مثلا ما با یه زن و شوهری دوست شدیم که قبل از ما مصاحبه داشتند به ظاهر شرایطتشون مثل ما بود حتی افسیر یه فرمی رو به خانمه داده بود برای کار دولتی در کبک که جالب بود به من هم داد پر کنم هر دو هم رشته امون علوم پایه بود و حتی سطح زبانها هم عین هم اما یه ماه بعد از مصاحبه به ما زنگ زدند که مدیکال ما امد و حالا هم یه سال اندی هست که ک.ا.ن.ا.د.ا. تشریف دارند به سلامتی.
شاید بگید چه دل خوشی داره این.اما باور کنید ما بیشتر از خیلی از دوستان منتظر بودیم و هستیم و بقیه اش رو هم نمی خوام بگم.اما تو رو خدا مثبت ببینیم.زیبا ببینیم.خوب ببینیم.این نگرش رو تا نرفتیم درست کنیم هر چند خیلی سخته.فکر می کنید ما چند هزار نفر ا.ی.ر.ا.ن.ی هستیم که می خواهیم مهاجرت کنیم ؟چه نیروی عظیمی می شه این باور های منفی ما .این پالس ها .این اعتقادات منفی که هر جا می ری نوشتند به من یکی که معلوم شد همه کارهاشون بی اساسه .معلوم نیست چیکار می کنند.الکی توی سایت یه چیزی می گند.دروغ می گند.و وووووووووو.هیچ کس به طور قطع از برنامه ها و روش گزینش سفارتی ها خبر و اطلاعی نداره من به جرات می گم 80 در صد نظرات بر پایه حدس و گمانه.
بابا به هر حال این انتظار لعنتی یه روزی به خدا تموم می شه.ما چقدر آماده هستیم؟من که وقتی فکر می کنم اگه همین فردا بیاند و بهم بگند پاشو برو ! چقدر آماده هستم؟به خدا هول می کنم.اول از همه زبانم؟با وجود اینکه مدتیه دارم با استاد خصوصی کار می کنم و پنج ساله کم و بیش در جریان یادگیریش هستم..
به قول یه دوستی اینجا خونه امون رو داریم.ماشینمون رو داریم.کارمون رو داریم .درامد ماهانمون رو هر چه مقدار که باشه داریم .در کنار دوستان و خانواده هستیم و هی نشستیم متتظر و کاری نمی کنیم .اومدیم و همین فردا رفتیم ک.ا.ن.ا.دا .خونه که نداریم.ماشینم که نداریم .در به در کار هم که هستیم با اون زبانهائی توپی که داریم.فک و فامیلی هم که نداریم.دوستی هم که اون اوایل نداریم مخصوصا با ضعف زبان و تفاوتهای فرهنگی .همه اش هم مضطرب پولی هستیم که به ریال اوردیم و به دلار خرج می کنیم .خوب حالا ارامش بیشتری داریم برای یادگیری یا اون وقت؟؟حالا پول بشتری باید خرج کنیم برای تقویت زبان یا اونوقت؟؟حالا فامیل و دوستی داریم برای حمایتمون یا اونوقت؟؟؟
خلاصه بهتون بگم اندر احوالات اینجانب و مستر جوجو (بخوانید مرد بزرگ)که ما داریم زبانه رو می خونیم .تازشم هی رفتیم و آمدیم و یه تور عالی تایلند یه هتل پنج ستاره که برای تبلیغ اسمشو نمی گم هم رزرو کردیم .......منتهاو
منتها یه دوست عزیزم که بعد از مصاحبه رفته بودند دبی راهنمائیمون کردند که حالا که مدیکالشون آمده و پاس ریکوئست شدند وپاس رو فرسنادند بهشون اعلام کردند دوباره باید بک گراند چک بشند و مدتش هم معلوم نیست و باید صبر کنند تا خبر شون کنند.در نتیجه ما هم ترسیدیم و در واقع گفتیم ارزشش رونداره دوباره زمانمون رو طولانی تر کنیم .به هر حال در مورد مسائل چک امنیتی این موارد بعید هم نیست.پس فعلا گودبای تایلند.گود بای سفر های خارجی تا خود خود کانادا.
پس زبان می خونیم.زبان می خونیم .باز هم زبان می خونیم.سفر های کوتاه داخل کشوری می ریم.خرید می کنیم.مهمونی می ریم.پارک می ریم.می ریم سینما جدائی نادر از سیمین می بینیم.کتاب می خریم.کتاب می خونیم.سعی می کنیم پول جمع کنیم (هر چند نمی شه) و دوباره زبان می خونیم وزبان می خونیم ....حالا خود دانید.